بعد از مدتها، بهی رو دیدم!
انتظارشُ نداشتم
یه اغوش غریبانه
سه تا بوسه بر گونه و
نشست و برخاست ِ ظاهرانه!
اگه به خونم تشنه نباشه حتمی میرم امامزاده ای جایی!
یه دو تا شمع روشن میکنم!
یکی به نیت ِ سکوتش و یکی هم به نیت ِ دوست داشتنش...
- ۰ نظر
- ۲۰ شهریور ۹۷ ، ۱۸:۵۴