از تو تا من

کلمات کلیدی
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۷/۲۱
    ...
محبوب ترین مطالب
  • ۹۷/۰۱/۰۵
    :(
  • ۹۷/۰۷/۲۱
    ...

۳ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است


چندتا قاشق آورد گفت: ننه ، ببر مسجد بده به متولی!

نمیخواستم این کار و کنم اما دیدم دلش به همین چندتا قاشق خوشه و فلذا رفتیم و امانت در خیانت نکردیم!

تا بیام و بگم نذر یه خانمیِ یهو عرض کرد؟ برنجش کو؟

گفتم حاجی حرفها میفرمایید! پیرزنی دلش خوش بوده گفته چهارتا قاشق اضافه دارم بسپرم مسجد

اونوقت شما میفرمایید چلوش کو؟ یه لبخند ژکوند از ایشون یه لبختد مسخره هم از من، یه عذر خواهی از

این مکان مقدس به خاطر وجود یه عده آدمِ نالایق! زدم بیرون.

توو مسیر یاد روزی افتادم که سر بودجه یک آن افتاده بودند به جون هم! 

همونجا بود که چلو نداده ،فاتحه رو خوندم...


#آدم جایزالخطاست اما وقتی انجام یک سری از فعالیت های مکانهای مهم ِ دینی به شما واگذار میشه !

محض رضای خدا مراقب رفتارتون باشید. آداب را به درستی به جا بیارین و جداً هر سخن و هر عملی رو انجام ندید!

به دور از شئوناته که عده ای با ناآگاهی و بینش محدود، این گونه حرمت و متانت مکانه های مقدس رو زیر سوال ببرند

و باشند عده ای که حتی از این ناآگاهی سوءاستفاده کنند. در عجبم چطور بعضیا این قدر به خودشون اجازه

میدن که در محضر خداوند!

این همه زرنگ بازی در بیارن!

#از ملت که خجالت نمیکشید لااقل از خدا شرم کنید.


  • my name is you!



تو بُردی

من باختم.

همه چیو باختم؛

مردم خداهای قوی تری داشتند...

قوی تر از تو !


  • my name is you!


درسته که تغییر از درون ِ که ریشه دار میشه !

و شاید گفتن من و تو و ایشون و اوشون!

زمانی که گوش کر باشه و چشم ها بسته، تاثیری چندانی نداشته باشه 

اما من معتقدم " همیشه یه کور سویِ اُمیدی هست..."

و حتی طنابی که نازکتر از موهای تو میشه اما پاره هرگز...



#نااُمیدم نکن!

#خدا بزرگتر از حماقتهای ماست!

  • my name is you!